طی سال های اخیر، مفاهیم متعددی برای تغییر سازمانی ارایه شده است که فرآیندهای کسب و کار را به عنوان مبنای مفهومی برای طراحی سازمان مورد توجه قرار می دهند. نگرش فرآیندی و فرآیند محوری از مهم ترین ویژگی هایی است که سازمان پیشرو باید داشته باشند. استقبال از تغییر و دگرگونی، بر این فرض اولیه مبتنی هستند که سازمان ها باید مجددا بر وظیفه اصلی خود، یعنی تامین نیازهای مشتریان تمرکز کنند.موفقیت در بکارگیری فرآیندهای سازمانی به جای اجزای ساختاری سازمان ها در این پژوهش موجب شد تا محققین درصدد ارایه مدلی فرآیندی جهت دستیابی به زنجیره تامین چابک برآیند. در این پژوهش در ابتدا مبانی نظری پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است و اقدام به طراحی مدلی برای تدوین مولفه های چابکی بر اساس مدل SCOR و دیگر مدل ها شده است. مدل پیشنهادی بر اساس مدل ROR صورت گرفته و در آن توسعه محصول جدید (به عنوان یک مولفه اصلی) نیز مدنظر قرار گرفته است. مدل ارایه شده پس از تایید خبرگان صنعت و دانشگاه، مورد آزمایش صنعت قرار گرفت. با توجه به یافته های تحلیل عاملی عوامل جدیدی در خصوص طبقه بندی فرآیندها ایجاد شد و بر اساس طبقه بندی جدید مدل مورد آزمون قرار گرفت و نشان داده شد که توسعه محصول جدید و مدیریت تامین و تولید بطور مستقیم و غیرمستقیم و مدیریت تحویل تنها بطور غیرمستقیم بر چابکی زنجیره تامین اثر دارند.با وجود این، لازم به ذکر است که یافته های این مقاله باید به عنوان یک ایده دوراندیشانه در مورد چگونگی طراحی سازمان ها بر مبنای فرآیند و تلاش برای دریافت بازخورد تجربی و نظری که عملی بودن ایده ارایه شده را مدنظر قرار می دهد، مورد توجه قرار گیرد.